ميرزا محمد حيدر دوغلات
186
تاريخ رشيدى ( فارسي )
مقصود آنكه اول جلوس رشيد خان به خون « 1 » ناحق و عدم مروت واقع شد ، نظم : به پيش خردمند نيكو نهاد * كه باشد خداوند عقل و سداد همه ملك عالم به چرخ برين * نيرزد « 2 » كه خونى چكد بر زمين بعد از قتل اهل وفا در سرير خانى و مسند خاقانى قرار يافت . چون خبر وفات خان با منصور خان [ رسيد به سر آقسو آمد . رشيد خان به مقابل عم بزرگوار رفت منصور خان ] « 3 » بى « 4 » حصول مقصود بازگشت ، رشيد خان نيز به مقر سرير سلطنت خود مراجعت فرمود . اين از منصور خان تكرار يافت . رشيد خان نيز مكرر رفته به سعادت و دولت مراجعت فرمود . امراى خان در ملازمت خان متوهم شدند ( 87 پ ) زيرا كه قتل عمّم بىسبب واقع شد . از اين جهت ، امن از ميانه برخاست . ميرزا على طغاى به اطراف قابرتكين « 5 » گريخت « 6 » ، چنان كه شاعر گويد ، شعر : اى زشت پلشت « 7 » كوسه دلاله * در مردى خود تو ماده محتاله گفتى كه چو نيكوان نباشد من باشم « 8 » * نياكان همه رفتند و تو از دنباله « 9 » ميرزا على طغاى چون شيطان مرجوم فرار نمود ، 436 باقى امراى خان باجمعهم اتفاق كردند و بعضى از فرزندان خان را گرفته به طرف ختن رفتند و مخالفت را آشكار كردند . متعاقب ، رشيد خان رفت ، ساير الناس همه استقبال رشيد خان كردند . معدودى چند از امراى در قلعه ماندند [ همه ] را بربسته پيش رشيد خان آوردند . رشيد خان از سرجان ايشان گذشت ، همه را حكم اخراج كرد . اين جمع كه گناه داشتند قابل قتل بودند ، اما نكشت ، با آنكه عدم خدمات نيز ثابت بود ، بر خلاف عمّم با وجود عرق قرابت و كثرت خدمات و عدم گناه و شدت تأكيدات عهود ، چنان قتل عامى رفت . نظم « 10 » : كس نداند رسم اين دنياى دون * دايما باشد الهى سرنگون هر كس از اهل وفا باشد خراب * هر منافق باشد از وى كامياب
--> ( 1 ) . نت : خوان . ( 2 ) . نب : نيزد . ( 3 ) . نب : - رسيد . . . خان . ( 4 ) . نت : + از . ( 5 ) . نت : فايرنگين / نگ : قراتكين . ( 6 ) . نب : گريخته . ( 7 ) . نت : به پشت . ( 8 ) . نت : نيكوان نباشم باشم . ( 9 ) . نگ : - اى زشت . . . دنباله . ( 10 ) . نت : رباعى .